دور زدنِ قانون

قانون باید تسهیل کننده امور باشد. شاید این جمله را بارها شنیده باشیم اما در ایران بسیاری از قوانین نه تنها تسهیل کننده نیستند بلکه تا حدود زیادی مانع انجام کارها نیز هستند. اگر قوانینی در جامعه وضع شود که به جای تسهیلگری مانع ایجاد کند به طور حتم دو اتفاق ناخوشایند رخ خواهد داد. اول اینکه یک سری از افراد سعی می کنند قانون را دور زده و زودتر به هدف خود برسند. ولی اتفاق ناخوشایند تر این است که حق بسیاری از افراد که قانون را رعایت می کنند تضعیع خواهد شد. چون زمان، توان و منابع دیگری را که آنها به رعایت قوانین اختصاص می دهند، متخلفین تخصیص نداده و همیشه بعد از این افراد به اهداف خود خواهند رسید. شاید این مثال را خود بارها لمس کرده باشید: یک جاده با ترافیک سنگین، افراد قانونمند به دنبال هم و منتظر عبور و تردد متخلفین از شانه های خاکی جاده برای عبور سریعتر! بنابراین افراد قانونمند معمولاً دیرتر به هدف رسیده و متضرر خواهند شد.

مشکل از کجاست؟ وضع قانون؟ نظارت بر قانون؟ افراد جامعه؟ فرهنگ؟ …

شاید هر کدام از موارد فوق بر این موضوع تأثیر گذار باشند اما اولین قدم برای حل این مشکلات وضع کردن قوانینی است که ضمانت اجرایی داشته باشند. مرحله بعد هم نظارت بر قوانین است. اگر قانونی وضع شود ولی نظارتی صورت نگیرد، قانون برای افراد قانونمند و منضبط جامعه حکم یک مانع است نه تسهیل کننده امور. بنابراین از طرفی قوانین باید به گونه ای وضع شود که قابلیت اجرا داشته باشد و از طرف دیگر بر اجرای آن نظارت مستمر وجود داشته باشد. بسیاری از مواقع قوانینی وضع می شود که هیچ تضمینی بر اجرای آن وجود ندارد.  چون کسانی که این قوانین را وضع می کنند معمولا در آن مورد خاص درگیر نیستند و مشکلات اجرای آن قوانین را پیش بینی نمی کنند. مثال خیلی ملموس برای صاحبان کسب و کار و تاجران، قوانین تجارت است. قوانین تجارت توسط چه کسانی نوشته و یا اصلاح شده است؟ چقدر تاجران، صاحبان کسب و کار، کارآفرینان و سایر افراد درگیر در این حوزه در وضع و یا پیاده سازی این قوانین تأثیر گذار بوده اند؟ این قوانین به طور معمول توسط مجلس و یا دولت وضع می شود وتوسط کارشناسانی این موارد بررسی می گردد که اگر به سوابق آنان نیم نگاهی بیاندازیم میبینیم اکثراً از کارشناسان و یا مدیران دولتی بودند و یا هستند. بنابراین خواسته و یا نا خواسته قوانینی وضع خواهد شد که منافع کارفرمایان، صاحبان کسب و کار، تاجران و … هیچگاه در اولویت قرار نمی گیرد در صورتی که این قوانین باید توسط آنان اجرا گردد. به همین دلیل معولا در این حوزه قوانینی وضع می شود که نه تنها تسهیل کننده نیستند بلکه برای این قشر از افراد جامعه موانع زیادی ایجاد خواهند کرد. برای وضع قانون باید از افراد درگیر در آن مورد بخصوص استفاده کرد. به طور مثال برای وضع قوانین تجارت و … باید از صاحبان کسب و کار، تجار و … استفاده کرد و بهترین و مناسب ترین راه را از آنها پرسید و از آنها یاری جست. کسی که درگیر موضوع مورد نظر باشد بدون شک می تواند بهترین راه حلها را پیشنهاد دهد که همان راه حلها را می توان قانونمند کرد. اگر از علم و تجربه این افراد در وضع قوانین استفاده نشود، قوانین دست و پا گیر و غیر اجرایی وضع می شود که در نهایت افراد برای اجرای راحت تر و سریع تر امور خود مجبور خواهند شد این قوانین را دور بزنند و افراد قانونمند نیز همیشه با اجرای آن قوانین متضرر خواهند شد. آیا می توان با قانون تجارت مصوب 1311 يعني 83 سال پيش (قانون تجارت ایران مصوب 13 ارديبهشت 1311 با اقتباس از قانون تجارت  1708فرانسه  و كميسيون قوانين عدليه با اصلاحات بعدي است.) به اقتصاد دانش بنيان و اقتصاد مقاومتي پرداخت؟ به امید آن روزی که قوانین منطبق بر نیاز و به منظور تسهیل امور وضع گردد.

مصاحبه با افراد ناموفق!!

همیشه بیان موفقیت ها لذت بخش است و به همین دلیل موفقیت ها به چشم می آید. شاید بیان موفقیت ها برای سایرین که در تب و تاب تلاش برای موفقیت هستند دلگرم کننده باشد اما موفقیت ثمره ی تلاش و رفع موانع و چالش های پیش رو است. بنابراین بیان چالش ها و بیان راه کارهای رفع آنها بسیار می تواند تاثیر گذارتر و آموزنده باشد. یادم هست در یکی از تحقیقاتم مجبور بودم با چند کارآفرین ناموفق مصاحبه داشته باشم. فارغ از اینکه پیدا کردن آنها سخت بود (چون بسیاری از افراد موفق در مراحلی ناموفق بودن و فقط موفقیت ها دیده می شد و افراد ناموفقی که اصلا موفق نشده اند هم هیچگاه در نقطه توجه نبودند که بتوان به راحتی آنها را یافت.) موارد و چالش هایی که آنها بیان کردن بسیار کاربردی تر بود و حتی برخی از آن نکات هنوز هم در ذهن من پر رنگ مانده است. امروزه مصاحبه های مختلفی از افراد موفق در رسانه های مختلف می بینیم و یا می خوانیم. سوال اکثر این مصاحبه ها بر روی موفقیت افراد متمرکز شده و فقط نتیجه دیده می شود. در اکثر آنها هیچگاه از فرد موفق پرسیده نمی شود که دقیقا چه چالش هایی و چه مشکلاتی در مسیر موفقیت شما وجود داشت و چگونه این موانع را برداشته اید؟ البته هدف بسیاری از این مصاحبه ها شاید آموزش نباشد. اما ای کاش مصاحبه ها علاوه بر بیان موفقیت ها، به گونه ای بود که مشکلات پیش پای افراد موفق را هم به تصویر می کشید و چگونگی رفع آن مشکلات را نیز ثبت می کرد(مدیریت دانش) تا جوانتر ها از مطالعه آن بتوانند بیشتر بیاموزند.

آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟

آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟

آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟

به مرور فروشگاه های اینترنتی، سهم بیشتری از بازار خرید را به خودشان اختصاص خواهند داد. حتماً نام فروشگاه هایی مانند دیجی کالا در ایران و یا آمازون در آمریکا را شنیده اید. شما بعنوان یک فروشنده اگر نسبت به رقابتی بودن قیمت و کیفیتِ کالای خود مطمئن باشید، می توانید فروشگاه اینترنتی برای خود داشته باشید. آیا می دانید از فروشگاه اینترنتی شما  بعد از مدت زمانِ کمتر از یک سال، روزانه 1000 نفر بازدید خواهند کرد!؟ یعنی در کمتر از یک سال می توانید فروشگاهی داشته باشید که حداقل 30000 نفر در ماه از آن بازدید می کنند و شما علاوه بر فروش محیطی و سنتی که در حال حاضر بدان مشغول هستید، می توانید بدون محدودیت جغرافیایی بفروشید و سهم بازار بیشتری را به خود اختصاص دهید.

آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟
آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟

اما به این سوال که آیا به فروشگاه الکترونیک نیاز دارم؟ را می توان با آمارهای زیر بهتر پاسخ داد:

با وجود اینکه، روز به روز بر تعداد فروشگاه های الکترونیک در ایران اضافه می شود اما هنوز بیش از نیمی از بازار الکترونیک ایران دست نخورده و بکر باقی مانده است ( حدود 20 میلیارد دلار در سال). پس فرصت دست یافتن به این بازار بکر را از دست ندهید.

با تحقیقات میدانی که تیم پارس آسایش تکتا انجام داد، این نتیجه حاصل شد که نگرانی اکثر مدیرانِ فروشگاه های فیزیکی در رابطه با راه اندازی فروشگاه اینترنتی،  نحوه ورود به این بازار و عدم اطمینان به موفقیت در این حوزه است که البته این نگرانی طبیعی است. اما می توان با اطمینان گفت که اگر اصولی و حساب شده وارد این بازار شوید، به طور حتم به موفقیت های چشمگیری خواهید رسید. ابزارهای مورد نیازتان (وب سایت فروشگاهی و اپلیکیشن های موبایل) به راحتی در دسترس شما قرار دارد و همچنین تا حصول نتیجه نهایی که همان رونق فروشگاه اینترنتی شماست، بهتر است یک مشاور خوب در کنارتان باشد تا تجربیات خود را در اختیار شما قرار دهد و موفقیت شما را تضمین کند.

نقش ایده در موفقیت

نقش ایده در موفقیت

با تغییر نسل ها سلایق نیز تغییر یافته است. دورانی که پدران با پاکت های پر، از خرید به خانه می آمدند و درِ خانه را به سختی با دستانی پر از خرید هایی که از فروشگاه و یا تعاونی ها انجام می دادند باز می کردند، گذشته است. دورانی که خانواده با هم در سوپر مارکت های بزرگ با سبد خرید به گشت و گذار و خرید می پردازند هم در حال گذر است. نسل های امروز سبک جدیدی از خرید ها را ترجیح می دهند. آنها بدون تحقیق خرید نمی کنند. آنها بدون مقایسه خرید نمی کنند و تمایلی به صرف زمان زیاد برای خرید ندارند. آنها با ابزارهای جدید خرید می کنند. سبد آنها تجهیزات الکترونیکی می باشد. موبایل، تبلت، کامپیوتر ابزارهای خرید آنها می باشد. همراه با مسولیت پذیر شدن این نسل، خرید نسل مورد نظر نیز رو به افزایش است و توسعه کسب و کارها و فروشگاه های الکترونیکی را در بر داشته است. اما رقابت در این عرصه بسیار سخت می باشد زیرا با کمترین هزینه می توان یک فروشگاه الکترونیک راه اندازی نمود. اما تفاوت در ایده ها است به همین دلیل کسب و کارهایی موفق خواهند بود که مزیت رقابتی مشهودی داشته باشند و این مزیت رقابتی از ایده های ناب سرچشمه می گیرد.

چگونه یک کسب و کار متولد می شود؟

چگونه یک کسب و کار متولد می شود؟

بدون شک بسیاری از مردم یا در یکی از کسب و کارها فعالیت دارند و یا یکی از مشتریان این کسب و کارها می باشند، اما آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده ایم که چگونه یک کسب و کار متولد شده و توسعه پیدا می کند؟

شاید در ذهن شما ایده های مختلفی برای ایجاد یک کسب و کار باشد. بنابراین باید ایده خود را به سرعت پرورش داده و آن را به کسب و کار مناسبی تبدیل نمایید. در ادامه توضیح داده خواهد شد که چگونه از میان ایده های مختلفی که دارید برترین و ناب ترین آن را برگزینید.

تجاری سازی ایده ها یکی از مباحث بسیار مهم در کارآفرینی می باشد. به عبارت ساده تر و ملموس تر، اینکه چگونه یک ایده تبدیل به پول شود دغدغه بسیاری از افرادی می باشد که معمولاً ذهن خلاقی دارند و ایده های نابی در ذهن آنان ظهور می کند. در این مبحث سعی شده است نحوه انتخاب بهترین ایده ها، از میان انبوه ایده ها تشریح گردد.

آیا هر ایده ای می تواند یک فرصت جهت راه اندازی یک کسب و کار باشد؟

طرحی که به وسیله تلاش ذهنی شکل می گیرد ایده نام دارد. ایده یک طرح ذهنی است، اما فرصت نیاز جدیدی است که بتوان آن را به کسب و کار یا یک ارزش اقتصادی تبدیل کرد. هر ایده ای فرصت نیست، بلکه تنها ایده ای که پاسخ به یک نیاز باشد می تواند به صورت بالقوه یک فرصت باشد. تلاش زیادی باید انجام شود تا یک ایده به فرصت تبدیل شود. ایده اولین مرحله از دستیابی به یک فرصت کسب و کار است.

فرصت ها از جمع ایده با یک نقص یا نیاز بوجود می آیند. لذا فرصت ها یا خلق می شوند یا کشف می شوند:   ( ایده+نیاز= فرصت راه اندازی کسب و کار)

مدل اول (خلق فرصت): ابتدا یک ایده (یک طرح ذهنی) داریم و باید به دنبال خلأ و نیازی بگردیم که ایده ما پاسخ به آن نیاز باشد.

مدل دوم (کشف فرصت): نقص یا نیازی وجود دارد و باید ایده ای برای رفع آن نقص یا نیاز بیابیم.

 یک روش 5 مرحله ای جهت یافتن ایده مناسب کسب و کار وجود دارد که به شرح ذیل می باشد:

1- جستجو در منابع فرصت

2- فهرست نمودن تمامی ایده های ممکن

3- غربال کردن ایده ها

4- اولویت بندی ایده های ابقا شده

5- انتخاب ایده کسب و کار و امکان سنجی اولیه

 مطالعه امكان سنجي براي روشن كردن اين است كه آيا يك پروژه يا يك كسب و كار، قابل اجراست يا نه؟ به عبارت ديگر، ايده مورد بررسي، ارزش صرف زمان، هزينه و ساير منابع را دارد يا بايد رها شود؟ مطالعه امكان سنجي، عدم اتلاف منابع و سرمايه گذاري‌هاي بعدي را تضمين مي كند.

امكان‏ سنجي (feasibility study )  

در امکان سنجی، شدنی بودن یک ایده بررسی می شود.  امکانسنجی معمولاً در سه حوزه انجام می گیرد:

1- امکان سنجی عملیاتی (آیا ایده واقعا کار می کند ؟): با بررسی نیاز مورد نظر و چگونگی رفع آن معمولاً به این سوالات پاسخ داده می شود اما این امکان سنجی با مطالعه دقیق تر بازار و بررسی کسب و کارهای مشابه و همچنین تحقیق و مطالعه کامل تر در مورد نیاز مورد نظر و چگونگی رفع نیاز انجام می گیرد. بنابراین تا می توانید نسبت به موضوع مورد نظر تحقیق نموده و نمونه های مشابه موجود را با ایده خود مقایسه نمایید و مزیت های ایده خود را نسبت به نمونه های مشابه استخراج کنید، چون همین مزیت ها در آینده جهت توجیه سرمایه گذاران به منظور سرمایه گذاری بر روی ایده هایتان بسیار مفید خواهد بود.

2- امکان سنجی تکنیکی (آیا تکنولوژی ایجاد آن وجود دارد ؟): آیا توان انجام چنین طرحی وجود دارد و یا آیا می توانیم تیمی را در کنار هم تشکیل دهیم تا بتوان به چنین توانی دست پیدا کرد. این توان شامل توان فنی اعم از تجهیزات و نیروی انسانی است. باید در نظر داشته باشید که با حدس و گمان نباید بر روی داشتن چنین توانی صحه گذاشت بلکه باید با دلیل و حتی آزمایش (بیشتر برای واحد های تولیدی) داشتن چنین توانی را اثبات کرد. به طور مثال اگر شما قصد راه اندازی یک فروشگاه الکترونیک را دارید باید به این نقطه برسید که شما توان طراحی و پیاده سازی آن فروشگاه را دارید و یا اینکه تیمی را می شناسید که می توانند این فروشگاه را برای شما طراحی  و راه اندازی کنند.

3- امکان سنجی اقتصادی (در صورت کار کردن یا سا ختن منفعت اقتصادی دارد ؟): این امکان سنجی بسیار مهم و حیاتی است. به دلیل اینکه در این نوع امکان سنجی شما باید کسب درآمد و سوددهی ایده خود را ثابت کنید. در صورتی که تمامی انواع امکان سنجی ایده شما صورت پذیرفت و امکان پذیر بودن آن مورد تأیید واقع شد نوبت به بررسی مالی و اقتصادی طرحتان می رسد. در این امکان سنجی شما باید تمامی نیاز هایتان جهت اجرائی کردن طرح را ثبت کرده و هزینه های مربوطه را مشخص کنید. سپس با مشخص کردن درآمد حاصل از اجرای طرح، سود فعالیت های خود را محاسبه نمائید. البته معمولاً امکان سنجی مالی و اقتصادی طرح برای ایده های تولیدی ملموس تر از ایده های خدماتی، بخصوص ایده های نو در حوزه خدمات است

در هنگام امکان سنجی به خودتان سخت بگیرید و تا آنجا که امکان دارد از حدس و گمان فاصله بگیرید و با دلیل و شواهد نسبت به اثبات ایده خود اقدام کنید. هر چه قدر امکان سنجی ایده تان درست تر و دقیق تر باشد، آسان تر و با اعتماد به نفس بیشتری می توانید از ایده خود دفاع کنید

بعد از اینکه امکان سنجی ایده خود را انجام داده اید و از شدنی بودن آن مطمئن شده اید، نوبت به تهیه طرح کسب و کارتان می رسد. در نظر داشته باشید امکان سنجی با طرح کسب و کار متفاوت می باشد. امکان سنجی معمولاً یک بار و قبل از اجرای ایده انجام می شود، ولی طرح کسب و کار ممکن است بارها تغییر کند حتی در حین اجرای طرح!

قبل از شروع پروژه خود به طرح کسب و کار نیاز دارید. خوشبختانه با کمی جستجو می توانید درباره این نوع طرح مطالب بیشتری باموزید. قصد ندارم طرح کسب و کار را تشریح کنم اما فقط یک نکته راباید متذکر شو و آن این است که طرح کسب و کارتان را هم واقعی بنویسید. در هر مرحله از کار اگر نیاز به اصلاح داشت آنرا اصلاح کنید. هر کجا دیدید اشتباه کرده اید اشتباه خود را اصلاح کنید. هر چقدر طرح کسب و کار شما دقیق تر باشد با خیال راحت تر گام بر می دارید و کتر کسی می تواند شما را در مورد رسیدن به هدفتان نا امید کند. در ضمن با طرح کسب و کار مطمئن و دقیق، افراد بیشتری به شما اعتماد کرده و فرصت جذب منابع مالی را خواهید یافت.

حرف تا عمل…

وقت عمل فرا رسیده است. هر چند تحقیقات همیشه باید به صورت پیوسته در حین عملیاتی کردن طرح هم وجود داشته باشد اما حالا وقت آن رسیده تا تمامی تحقیقات و نوشته های خود را عملیاتی کنید.

در حین اجرا باید موارد بسیار زیادی را مد نظر قرار دهید که مهمترین آنها به شرح ذیل می باشد:

·         مشخص نمودن فعالیت های اجرایی مختلف

·         برنامه ریزی جهت اجرا

·         تأمین به موقع منابع مختلف

·         کنترل مرحله به مرحله کار

·         بررسی مشکلات احتمالی در حین انجام فعالیت ها و حل و رفع موانع

·         تست و راه اندازی آزمایشی و باز هم رفع مشکلات احتمالی

·         بهره برداری نهایی

هر کدام از موارد فوق را جدی بگیرید و برای اجرای آن از افراد و ابزارهای مناسب بهره ببرید. هر چه قدر در مورد مطالب فوق بیشتر بدانید به طور حتم در انجام آنها استوار تر خواهید بود. 

موسی ترابی

تفاوت بین تجارت سنتی و تجارت نوین

تفاوت بین تجارت سنتی و تجارت نوین

در دید اول شاید همه تفاوت این دو مقوله را در استفاده از تکنولوژی بدانند، اما تکنولوژی تنها ابزاری است که در تجارت به کمک ما می آید و هر چقدر از تجارت سنتی به سمت تجارت نوین پیش میرویم رنگ و بوی استفاده از این ابزار بیشتر و بیشتر می شود.

اما تفاوت اصلی بین این دو نوع تجارت “صبر” است!

شاید تعجب برانگیز باشد اما واقعیت این است که در تجارت سنتی، روند پیشرفت یک بنگاه اقتصادی یک روند معمول و قابل پیش بینی است و بسیاری از صاحبان کسب و کار انتظار این پیشرفت را با توجه به محیط کسب و کار خود، دارند. اما در تجارت نوین پیش بینی ها به راحتی تجارت سنتی نیست. شما در شروع راه انرژی بسیار زیادی باید بگذارید بدون اینکه پیشرفت چندانی داشته باشید. بگذارید برای روشن شدن موضوع مثالی بزنیم:

فرض کنید دو نفر قصد دارند فروشگاه لباس زنانه (به طور مثال مانتو) دایر کنند. نفر اول یک فروشگاه سنتی در میدان هفت تیر دایر می کند و نفر دوم یک فروشگاه الکترونیک (B2C) پیاده سازی می کند.

در شرایط مساوی و بدون تبلیغات، به احتمال زیاد نفر اول بعد از چیدمان فروشگاه به شرط رقابتی بودن کالاهایش، حتی در روز اول فروش خواهد داشت اما برعکس برای نفر دوم این احتمال تقریبا برابر صفر است.

اما هر چه قدر که زمان می گذرد به شرط اینکه نفر دوم اصول تجارت نوین را رعایت کند و از ابزارهایی مثل فناوری های روز به درستی استفاده کند می تواند فروش خودش را افزایش دهد.

اما چرا صبر؟ نفر دوم شاید ماه ها به قول قدیمی ها باید از جیب بخورد و بی جیره و مواجب فعالیت کند و فشارهای مالی بسیار زیادی را تحمل کند تا بتواند جایگاه مناسبی را در بین فروشگاه های الکترونیک صنف خود به دست بیاورد.

در تجارت سنتی مشکلات کسب و کار حتی برای اکثر مردم عادی هم روشن است و اگر فروش خوب نباشد همه درک خواهند کرد و نفر اول فشار روحی کمتری را متحمل خواهد شد. بالعکس تحلیل محیط کسب و کار در تجارت نوین به راحتی امکانپذیر نیست و مطالعات بیشتری باید انجام گیرد بنابراین نفر دوم در صورت عدم موفقیت با فشارهای روحی بیشتری مواجه خواهد شد.

به همان اندازه که دردسرهای تجارت نوین بیشتر است، پیشرفت این نوع تجارت فوق العاده است، به طوری که یک (B2C) ممکن است در مدت نه چندان طولانی از فروشگاه ساده، به یک کسب و کار بسیار بزرگ تبدیل شود.

فارغ از مثالی که زدیم در تمام انواع تجارت (B2C)، (B2B)، (C2C) و … روش های نوین تجارت باید در کنار روش های سنتی به کار گرفته شوند، در غیر اینصورت در شرایط سخت تجارت (مانند شرایط فعلی: رکود تورمی) بنگاه ههای اقتصادی که هنوز از روش سنتی استفاده می کنند، متاسفانه محکوم به شکست هستند.

موسی ترابی